ماجرای عشق دقیقا زین جا آغاز می شود
در هوایی که او نیست نفس مشکل می شود
عشق را نباید هوایی شدن معنا کرد
در هوای عشق که نفس می کشی پیدا می شود
عشق شیرین است اگر واقعی باشد
آن جاست که تمام تلخی های عالم شیرین می شود
کم می آورد شیرینی لبخند در مزاج
وقتی لبخند در لب های او رسم می شود
آدم است دیگر دلش با جوهر عشق نوشته شد
دنیا را رها کرده راهی وادی عشق می شود
تمام عالم فدای یک تار مویش
وقتی که بند دل به تار موی او بند می شود
دل آزاد است از هر جهت آن وقت که
دیدی او را بند دل پاره می شود...
برچسب:
نویسنده: امیر محمدی