خرید بک لینک

لحظه هایم دست به دست هم دادند

تا من باز هم به معجره عشق ایمان بیاورم

مدیون تمام لحظه هایم بودم آن روز

خواستم شعری بگویم اما

عاجز بودند واژه ها از وصف آن لحظه

وقتی به چشمم باور نداشتم و تپش قلب وادارم کرد

بفهمم تویی مقابل چشمانم

تابیدی مثل خورشید

روز تاریک دلتنگی ام را

آفتابی کردی...

ثانیه ها گذشتند

گاهی تند گاهی کند

هیچ کدام دست من نبود

آن ها تو را سر راهم گذاشتند

من آن روز شاعر نشدم اما

باز هم نوشتم تو را

در برگی از دفتر عشق

برچسب: نویسنده: امیر محمدی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 0:31

صفحه بندی